چند شاعر، چند عکاس، یک کتاب : تو مشغول مردن ات بودی

پيري چيست ؟          پيري كدام ست ؟

شانه هايت دنيا را بردوش مي كشند

دنيايي كه بيش از دست كودكي وزن ندارد .

جنگ ها ، قحطي ها و دعواي درون اين ساختمانها

تنها ثابت مي كنند كه زندگي ادامه دارد ...

   کتاب "تو مشغول مردن ات بودی" گزیده ای از هشتاد شعر عاشقانه و سوگوار از شعرهای مدرن جهان است که با عکس هایی از بزرگان عکاسی جهان تلفیق شده است.

کتاب : پلی به اندیشه

بغض

- بدي بدي بد

پاهايم را محكم

 به زمين كوبيدم وباز گفتم :

- بدي بدي بد

بغض گلويم را گرفت

صدايم انگار سمعكي كه باطري اش از كار افتاده باشد

بم و خش دار از گلويم به گوش رسيد

- ديگه دوستت ندارم . اصن اصن اصن دوستت ندارم

زمين كه از دستم كلافه شده بود گفت :

- خب بگو چي مي خواي ؟

- بهم يه زندگي ديگه بده

يه خونه ي ديگه بده

اينجا نه آمريكا بده

مي خوام برم

مي خوام برم از دست همه تون راحت شم

زمين پشتشو بهم كردو گفت :

- خب برو كي جلوتو گرفته؟

اصلا برو به جهنم.

عصباني شدم

دود از دوتا گوشهام زد بيرون

گريه كردم

نه نكردم

گفتم كه فقط بغض كردم و گفتم:

- اقلا يه كم نازمو بكش احمق !

 

"فرشته "

نامه به کودکی که هرگز زاده نشد : اوریانا فالاچی

خاطره ي امروز

امروز خيلي روز خوبي بود . ديشب اصلا از بابام نپرسيدم آدرس جايي كه مي خواستم براي نقد فيلم( باغ فردوس ساعت 5 بعداز ظهر ) برم كجاست ؟ مي خواستم همه كارش رو خودم انجام بدم، به همين خاطر از تو نقشه پيداش كردم و رفتم .  البته تقريبي هم تا نصفش بلد بودم . جاي قشنگ و دنجي بود . كوچه اش رو خيلي دوست داشتم . مخصوصا شمشادهاش رو . همون اولش با يه خانومي شروع كردم حرف زدن . خوشم مياد روابط عموميم خيلي خوبه . فيلمشم خيلي دوست داشتم يكبار ديگه ببينم . ولي نويزش خيلي زياد بود منم كه كلا با صدا مشكل دارم . اولش مي خواستم بلند شم برم ولي موندم . بعدشم كه استادم ( منتقد فيلم بود ) اومد باهام سلام عليك كرد و كلا حال و هوام از اون غربت دراومد . واي همون اولشم كه استادم رفت پشت ميكروفون يهويي گفت خب كسي نظري داره بگه ؟ خانم .... شما ؟( من رو مي گفت ) بعد رو به جمعيت گفت : خانم ... از نويسندگان خوب ما هستن . با آقاي كيانيان آشنان  و تمام كتابهاشونو خوندن .  واي يعني كپ كرده بودم. محكم زدم رو پيشونيم . حالا ملت هم برگشتن يهو به من نگاه كردن . خيلي باحال بود . تازه آخرشم دو نفر اومدن باهام سلام عليك كردن !

ولي تو جلسه خيلي دوست داشتم حرف بزنم. ولي نشد . يعني نتونستم . آخرسرهم مي خواستم به استادم بگم كه چه جوري تنهايي اومدم ولي اين زنها مگه گذاشتن !

برگشتني هم خيلي خوب بود . خيلي از خودم خوشم اومده بود به همين خاطر خودمو مهمون كردم سينما ! حوض نقاشي . بسيار فيلم مزخرفي بود . من كه خوشم نيومد . ولي همين كه من تكي رفتم خوب بود . چند سال بود تنهايي سينما نرفته بودم .

چند وقتیه احساس خوبي دارم . دوستش دارم حسمو ...

برگزاری همایش سعدی و یونس امره

همایش «سعدی و یونس امره» در روزهای سه‌شنبه و چهارشنبه ۲۷ و ۲۸ فروردین ساعت ۱۶ در مرکز فرهنگی شهر کتاب در تهران برگزار می‌شود

سخنران‌ها و عنوان سخنرانی‌های‌شان بدین شرح است: «نگاهی به گلستان سعدی»: دکتر حسن انوری، «دو شاعر زبان‌آفرین»: دکتر ضیاء موحد، «تاثیر یونس امره از سعدی و ادب فارسی»: دکتر توفیق سبحانی، «خطاب در غزل سعدی و یونس امره»: دکتر نسرین فقیه ملک‌مرزبان، «نفوذ اجتماعی سعدی و یونس امره»: دکتر فرح نیازکار، «اهمیت روابط فرهنگی و ادبی ایران و ترکیه»: اومیت یاردیم (سفیر ترکیه در ایران)، «زندگی، شخصیت و شعر یونس امره»: دکتر مصطفی تاتجی، «حکمت و عقل: میراث به جای مانده از سعدی و یونس امره»: دکتر مصطفی چیچکلر، «شیوه‌های درک حقیقت در سعدی و یونس امره»: دکتر مصطفی آیدوغان، «بازتاب اشعار سعدی و یونس امره در ادبیات ترکیه و ایران»: دکتر حجابی کرلانگچ و «سماع کلام دوست (دوستی از نگاه سعدی و یونس امره)»: علی‌اصغر محمدخانی. ادامه‌ی این همایش در روز اول اردیبهشت در شیراز و هفته‌ی دوم خرداد در شهر‌های آنکارا، قونیه، اسکی‌شهیر و استانبول ترکیه برگزار می‌شود.

 

اینم آدرسش :شهیدبهشتی، شهید احمد قصیر(بخارست)، نبش کوچه‌ی سوم ۸۸۵۵۳۹۸۹/۸۸۷۲۳۲۸۶

رستاخیز کلمات

«رستاخیز کلمات؛ درس‌گفتارهایی درباره‌ی نظریه‌ی ادبی صورت‌گرایان روس» درس­ گفتارهای دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی در کلاس ادبیات دانشکده ادبیات دانشگاه تهران است که از سوی انتشارات سخن به بازار کتاب عرضه شده است.

به گزارش همشهری آنلاین به نقل از ایسنا در معرفی این کتاب عنوان شده است: نویسنده در این کتاب - که درس‌گفتارهایش در دانشگاه تهران است - مخاطب را با جریان صورت‌گرایی روسی و تأثیرات جهانی آن آشنا می‌کند؛ از منظری که بخش اعظم شواهد آن از ادبیات فارسی و تاریخ اجتماعی ایران مایه گرفته است؛ به همین دلیل خواننده به هنگام مطالعه‌ی این کتاب درباره سعدی و حافظ و دیگر بزرگان ایران‌زمین به گونه‌ای دیگر می‌اندیشد و هنر ایشان را از دریچه‌ای دیگر می‌نگرد.

ژانر علمی - تخیلی چطور به سینما و ادبیات وارد شد؟

زمان تولد ژانر علمی-تخیلی دقیق معلوم نیست. حتی خود پژوهشگران و طرفداران این ژانر هم به‌درستی نمی‌دانند که ژانر علمی-تخیلی دقیقا از چه زمانی کارش را شروع کرده و چگونه ادامه یافته تا بدین‌جا رسیده. به همین خاطر نظرات مختلفی دراین‌باره وجود دارد که هر کدام زمانی و نوشته‌ای را آغازگر این ژانر محبوب می‌دانند.

بعضی‌ها آغاز آن را همزمان با نوشته شدن حماسه گیلگمش در دوران تمدن باستان می‌دانند و عده‌ای دیگر آن را به قرون وسطی ربط می‌دهند. عده‌ای معتقدند که بعد از ظهور دانشمندانی مانند گالیله و نیوتن این ژانر به وجود آمده است و عده‌ای هم می‌گویند کتاب فرانکنشتاین آغازگر این ژانر و مری شلی، نویسنده کتاب بنیانگذار اصلی آن بوده است. مبدأ پیدایش این ژانر هر چه باشد، پیشرفت و همه‌گیر شدن آن مربوط به قرن بیستم است؛ قرنی که دسترسی به علوم آسان‌تر شد و عامه مردم توانستند راحت‌تر به تکنولوژی و ابتکارات و اختراعات دست پیدا کنند. در ادامه مروری داریم بر تاریخچه این ژانر در سینما و ادبیات و همین‌طور آثار شاخصی که در این ژانر ساخته شده...

ادامه نوشته

قصه‌های صمد بهرنگی با موسیقی حسین علیزاده

قصه‌هایی از صمد بهرنگی همچون «اولدوز و کلاغ‌ها»، «اولدوز و عروسک سخنگو»، «حسن کچل»، «یک هلو هزار هلو» و «ماهی سیاه کوچولو» توسط تعدادی از بازیگران تئاتر خوانده شده و حسین علیزاده آهنگ‌ساز این مجموعه است؛ مجموعه‌ای که از سوی موسسه فرهنگی - هنری خورشید آوا منتشر می‌شود.
بابک چمن‌آرا، مدیر موسسه خورشید آوا، از انتشار مجموعه قصه‌های صمد بهرنگی همزمان با سالمرگ او (نهم شهریورماه) خبر داد و افزود: قصه‌های صمد با صدای پیام دهکردی، مهدی پاکدل، الهام پاوه‌نژاد و فاطمه نقوی ضبط شده و استاد حسین علیزاده موسیقی این قصه‌ها را می‌سازد.

منبع : روزنامه دنیای اقتصاد

بی قاف بی شین

خب دیگه معرفی فیلم بسه برسیم به معرفی یک کتاب زیبا که دوست عزیزم آقا مهران بهم معرفی کرد :

حکایت عشقی بی قاف بی شین بی نقطه

مصطفی مستور

انتشارات چشمه

قسمت های زیبایی از کتاب

"من دور خواهم شد و باز فرو خواهم رفت و همه ی زیبایی های فهمیدن هایش را برای کسانی رها خواهم کرد که او را هرگز در نخواهند یافت . نه ، هرگز در نخواهند یافت . حتی ذره ای در نخواهند یافت . و خوب می دانم جز من ، جز این من از نفس افتاده ، هیچ روحی نمی تواند او را آن چنان که هست ، ان چنان که نیازی به تا کردن و کوچک کردن و مچاله کردن اش نباشد ، ادراک کند . "

 

"سر بالایی هم یک جور سرازیری یه . سرازیری هم یک جور سر بالای یه . بستگی داره تو کجا باشی و از کجاش نگاه کنی ."

معرفی فیلم : The Town (شهر)

داگ مک ری (بن افلک ) به خانواده ایی تعلق دارد که نسل اندر نسل در کار سرقت بانک بوده اند.سه تا از بهترین دوستان استیون در حال حاضر در گروه سارقان بانکی که داگ رهبری آنها را برعهده دارد عضو هستند.داگ مغز متفکر باند است اما جم که به خاطر انجام یک جنایت نه سال در زندان بوده خشن ترین عضو باند به شمار می رود. جم آدم بسیار خشن وغیر قابل پیش بینی است و این آمادگی را دارد که هر لحظه به کوچکترین بهانه ایی دست به خشونت بزند و این اتفاقی است که در آخرین عملیات سرقت بانک آنها رخ می دهد.جم به سختی یکی از کارکنان بانک را مضروح می کند وسپس مدیر بانک را که زن زیبایی است به اسم کلر کیسی ( ربکا هال ) به گروگان می گیرد.کلر متعاقباً آزاد می شود. سارقان  همگی نقاب به چهره زده بودند لذا کلر قادر به شناسایی آنها نیست اما سارقان از این بابت مطمئن نیستند. داگ بعداً رد کلر را می گیرد و طرح آشنایی با او را میریزد تا مطمئن شود که او آنها را نشناخته است..اما او تدریجاً مجذوب کلر می شود.همزمان...

منبع : سایت نقد فارسی

نویسنده ای در سایه

داستان فیلم درباره ی نویسنده ای ست که کارش بیشتر نوشتن زندگینامه ی اشخاص سرشناس است. در اینگونه کارها، شرایط به گونه ای ست که نویسنده مبلغ کلانی برای نوشتن زندگینامه دریافت می کند اما نامی از وی برده نمی شود به همین دلیل به اینگونه نویسنده ها لقب Ghost Writer یا نویسنده ی در سایه داده اند. ماجرای فیلم از جایی شروع می شود که به این نویسنده پیشنهاد می شود تا زندگینامه ی نخست وزیر سابق بریتانیا، آدام لنگ را بنویسد و او گرچه در ابتدا از پذیرفتن این پیشنهاد مطمئن نیست اما به اصرار یکی از دوستانش و بخاطر مبلغ زیاد پیشنهادی این پیشنهاد را می پذیرد.اما ...

فیلم The Ghost Writer محصول 2009 و برگرفته از رمانی ست تخیلی به قلم رمان نویس و روزنامه نگار مشهور انگلیسی، رابرت هریس. وی که در ابتدا از هواداران و پشتیبان های تونی بلر نخست وزیر پیشین انگلیس بود، پس از پیش آمدن ماجراهای جنگ عراق به یکی از مخالفین وی بدل شد. بعد از تمدید نخست وزیری بلر وی کارش را برای نوشتن رمان جدیدی به نام The Ghost رها کرد. از این رو گفته می شود نخست وزیر داستان این رمان که تا حد زیادی تحت تاثیر سازمان سیا است در واقع نسخه ی تغییر شکل یافته ی تونی بلر است. در این فیلم چند تن از بریتانیایی های سرشناس هالیوود چون اوان مک گرگور، پیرس برازنان، اولیویا ویلیامز و تیموتی هاتن نقش آفرینی کرده اند.

 

عکسها در ادامه مطلب

ادامه نوشته

برای عموم مخاطبان خاص وبلاگم !

خوشم میاد هرکی میاد تو وبلاگ من مطالبمو نمی خونه همه صاف میرن نظرات رو باز می کنن از جیک و پوک من و دوستام سردرمیارن  خدایی همه تون یه پا نفوذی بودین من نمی دونستم ها  پسورد وبلاگ رو بدم خدمتتون دیگه زحمت نکشید؟

دوستتون دارم یه عالمههههههههههههههههههههههههههههه

هرچی بگم بازم .... برای شما نفوذی های عزیز کمه

 

 

دیدن این فیلم را از دست ندهید !

 The Impossible

" غیرممکن " داستانی واقعی از خانواده پنج نفری ایه  که برای تعطیلات کریسمس به یکی از دهکده های تایلند مسافرت می کنند و درگیر سونامی سال ۲۰۰۴ می شوند .

یعنی این فیلم صحنه هایی داره که حتی جلوی تلویزیون هم که نشستید ترس رو با تمام وجودتون حس می کنید . عکس بالا یکی از همون صحنه های ترس آوریه که فکر نکنم هیچوقت از یاد من یکی بره و امیدی که شما رو به دیدن فیلم ترغیب می کنه .( عاشق این عکسم )

عکسها از:  سایت نقد فارسی

معرفی یک شاعر 2

به دست هایم شک نکن

به عاشقانه هایی که کشیده ام روی پوست تن ات

و به حرف هایی که

هر از چند گاهی نمی زنم!

 

من اینجا یک فنجان نیم خورده دارم

یک صندلی کنار بی حوصله گی هایم

و صداهای زندانی که گاه گاه سر می کشند

از استخوانهایم

از موهایم

سینه ام

و ریز ریز می شوند روی پیراهن غروب

 

"ناهید عرجونی"

درباره شاعر:

ناهید عرجونی، متولد و ساکن سنندج است.

از وی تا کنون سه مجموعه شعر با نام های زیر منتشر شده است:

اینجا منحنی ها حرف می زنند - نشر نگیما - 1381

روی جمجمه ام بنویس پنجره   -نشر مهر تابان تهران - 1388

کسی از شنبه هایمان عکس نمی گیرد  -نشر ئاراس کردستان عراق - 1391

وبسایت شاعر:

http://nahidarjooni.blogfa.com/

وقتی خانم نویسنده آشپز می شود !

از قدیم و ندیم گفتن هرکسی را بهر کاری ساختن همینه دیگه ! امروز اومدم کوکو سیب زمینی بپزم اولش سیب زمینی هاش سوخت بعد اومدم با قالب شبیه ستاره و قلب و اینا دربیارم شد عین اژدهای دو سر و منم همه شو باهم ریختم تو ماهیتابه و جلز ولزش رفت هوا خداییش شانس آوردم مامانم خونه نبود . بعد از چند دقیقه هم یادم رفت این رو اون روش کنم دوباره سوخت . آخرسرم هرکی می خورد یه روغنی ازش می چکید بیا و ببین .

ولی همه سالمن نگران نباشید